جنگ در منطقه خلیج فارس مطلوب هیچ کسی نیست

سیاسی

مقامات دولت ترامپ اصرار دارند که به دنبال تغییر نظام در ایران و همچنین درگیری نظامی با این کشور نیستند. با این حال، کمپین اعمال فشار حداکثری کاخ سفید روندی از اتفاقات را در پی داشته که حتی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که ایران را به چشم رقیب و بعضا دشمن می بینند نیز خواهان وقوع آنها نیستند.

به گزارش پایگاه خبری ارمغان شهر و به نقل از دیپلماسی ایرانی؛ بر رهبران منطقه ایرادی وارد نیست اگر که هنوز نتوانسته اند برای این سوال که دولت ترامپ در خاورمیانه به دنبال چه دستاوردی است، یک پاسخ دقیق و شفاف بیابند. در حقیقت، جان بولتون مشاور امنیت ملی و مایک پومپئو وزیر امور خارجه آمریکا هر دو به یک اندازه به استفاده از زور علیه ایران متعهد نیستند. مهمتر اینکه دونالد ترومپ ابراز داشته که نمی خواهد توسط رهبران منطقه (یا مشاوران خود در کاخ سفید) به سیاهچاله درگیری نظامی کشیده شود. ترامپ حتی در سفر اخیر خود به توکیو هر گونه تلاشی برای تغییر نظام در ایران را رد و درک سیاست آمریکا در قبال ایران را به یک چالش حقیقی تبدیل کرد.

مشوقان دولت در برخی از اندیشکده های جناح راستی در واشنگتن هم به این سردرگمی افزوده اند. برای نمونه مایکل دوران از موسسه هادسون معتقد است که دولت ترامپ حتی اگر برنامه خاصی برای پایان بازی نداشته باشد، اما استراتژی «مهار» را به صورتی منسجم و روشن پیش می برد. او نوشته که دولت ترامپ در این «سیاست مهار» به دنبال جنگ نیست، اما اگر تحریک شود عقب نشینی نخواهد کرد. هدف از این سیاست تغییر نظام در ایران هم نیست، بلکه تحول سیاست های ایران را یک پیش شرط ضروری برای استقرار استراتژیک بین واشنگتن و تهران می داند.

اما چنین استدلالی بی معناست. دوران به خوبی می داند که «تحول در سیاست گذاری ها» استعاره ای برای تغییر نظام است. پومپئو پیش از پیوستن به دولت ترامپ از این موضع حمایت می کرد و اصرار داشت که «کنگره باید برای تغییر نظام در ایران اقدام کند»؛ بولتون هم از پیش از پیوستن به دولت از تغییر نظام در ایران دفاع می کرده است.

به نظر می رسد که عربستان سعودی از این سیاست کاملا حمایت می کند و با آن موافق است. حمایت عربستان از حمله نظامی آمریکا به ایران از طریق رسانه وابسته به دولت اعلام شد که می تواند بازتاب محاسبات مخاطره آمیز درباره استفاده از تهدید نظامی برای وادار کردن ایران به کنار آمدن با خواسته های آمریکا باشد و اگر هم اینطور نشد یکی دو حمله دقیق نتیجه بخش خواهد بود. اما حتی حملات محدود هم احتمالا به جنگی طولانی خواهند انجامید که اقتصاد کل منطقه خیلج فارس را نابود خواهد کرد و ثبات سیاسی داخلی را از بین خواهد برد. از این رو، جای تعجب ندارد که کاخ سفید در رابطه با این استراتژی واکنش مثبتی از سوی قطر، عمان و به ویژه عراق که برای ثبات در وضعیت سیاسی خود به آرامش در منطقه نیاز دارد، دریافت نکرده است. می توان به قطعیت گفت که حتی در میان کشورهای عربی که از استراتژی ایالات متحده حمایت می کنند، امید بر این است که سیاست مهارحقیقی باشد و کار به جنگ نکشد، اما تهران به ماجرا نگاه متفاوتی دارد و این مساله بازی را خطرناک تر می کند.

در چند هفته گذشته منطقه خلیج فارس وقایع متعددی را شاهد بوده است که بعضا حاکی از پیشروی به سمت درگیری نظامی بوده اند. گرچه هیچگونه سند و مدرکی درباره دخالت ایران وجود نداشته، اما ایالات متحده ایران را به خرابکاری در چهار کشتی نفتی در منطقه متهم کرده است. به علاوه، ایران هم تهدید کرده اگر هدف حمله قرار بگیرد یا از تجارت بین المللی محروم شود، تنگه هرمز را خواهد بست. برخی از منتقدان سیاست ایالات متحده در قبال ایران معتقدند که این گزارش ها با هدف ایجاد پیش زمینه ای برای جنگ منتشر شده اند. این احتمال هم وجود دارد که ایران بخواهد هزینه های درگیری را برای ایالات متحده و متحدان آن بالا ببرد. اما محتمل تر این است که ایران از هر گونه اقدامی که به حمله ایالات متحده بینجامد خودداری می کند چراکه به دنبال درگیری در جنگی تمام عیار نیست.

کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که ایران را به چشم دشمن می بینند، سعی دارند بیشترین منفعت را از سیاست «اعمال فشار حداکثری» کاخ سفید ببرند، اما در عین حال نمی خواهند با مخاطره تغییر شکل این سیاست به جنگ مواجه شوند. این مساله تا اندازه ای واکنش های ضد و نقیض گروه مخالف ایران در حاشیه خلیج فارس را توجیه می کند. در این میان قطر و عمان از دیگران محتاط تر هستند چراکه منافع آنها در ممانعت از بروز هرگونه درگیری بین آمریکا و ایران است. قطر که با محاصره دریایی و هوایی از سوی امارات متحده عربی و عربستان درگیر است، همه تلاش خود را برای حفظ روابط دیپلماتیک و اقتصادی با ایران به کار گرفته است. عمان هم می خواهد نقش میانجی را در حل مناقشات ایفا کند. امارات متحده عربی هم باید محتاط باشد، چراکه اگرچه شرایط برای حمایت از حمله احتمالی ایالات متحده را دارد، اما در صورت تصمیم ایران به عمل به تهدیدها در بستن تنگه هرمز، به شدت از نظر اقتصادی آسیب می بیند.

در این میان، عراق بیش از همه نگران هر گونه درگیری احتمالی است. ثبات داخلی عراق به چیزی بیش از مصالحه نسبی ایران و آمریکا نیاز دارد و برقراری توازن بین روابط با واشنگتن و روابط با تهران از آغاز دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ برای بغداد به شدت دشوار شده است.

برایان هوک نماینده ویژه ایالات متحده در امور ایران، اصرار دارد که دولت ترامپ به دنبال درگیری نیست، اما ایران باور دارد که هرگونه صحبت از بازدارندگی و مذاکره تنها پوششی برای سیاست جنگ اقتصادی و تغییر نظام است. تلاش های عراق، قطر و عمان برای عقب کشیدن ایالات متحده از آستانه جنگ نهایتا به توانایی اتحادیه اروپا در نجات برجام بستگی دارد.

شاید ترامپ هم به طور غریزی می داند که بهترین تصمیم خودداری از جنگ است، اما اقدامات او نه تنها ایران را پای میز مذاکره نمی کشانند، بلکه می تواند این کشور را به از سرگیری برنامه هسته ای در سطحی تحریک کند که در ازای پایان تحریم ها از آن عقب نشینی کرده بود. اعمال مجدد آن تحریم ها روندی از اتفاقات را به جریان انداخته که حتی کشورهای عربی منطقه هم مایل به وقوع آنها نیستند؛ اگرچه احتمالا هیچ کدام توانایی جلوگیری از آنها را نیز ندارند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *